يکشنبه 23 خرداد 1400 - 4 ذيقعده 1442 - 2021 ژوئن 13 - ساعت 11:48
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی  ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 266850
تاریخ انتشار : 26 فروردین 1397 12:48
تعداد بازدید : 139

یا خدا یا شیطان؟

خط حزب اللَّه همان خط ولایت و بریدن از غیر خدا و پیامبر و اوصیای او است. در مقابل به هنگام توصیف" حزب شیطان" که در آیات قبل در همین سوره مجادله به آن اشاره شده، بارزترین نشانه های آنها را همان نفاق و دشمنی با حق و فراموشی یاد خدا و دروغ و نیرنگ می شمرد.

أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آیه 22، سوره مجادله)

ترجمه:

بدانید حزب اللَّه پیروز است.

  • حزب الله وحزب الشیطان.jpg

در دو آیه از قرآن مجید اشاره به" حزب اللَّه" شده (آیه مورد بحث و آیه 56 سوره مائده) و در یک آیه اشاره به" حزب شیطان"، در هر دو مورد که از حزب خدا سخن می گوید روی مساله" حب فی اللَّه و بغض فی اللَّه" و ولایت اولیای حق تکیه کرده است، در آیه سوره مائده بعد از بیان مساله" ولایت" و حکم به وجوب اطاعت خدا و اطاعت رسول و آن کس که در حال نماز زکات پرداخته (امیر مؤمنان علی ع) می فرماید: وَ مَنْ یتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ.

بنا براین خط حزب اللَّه همان خط ولایت و بریدن از غیر خدا و پیامبر و اوصیای او است.

در مقابل به هنگام توصیف" حزب شیطان" که در آیات قبل در همین سوره مجادله به آن اشاره شده، بارزترین نشانه های آنها را همان نفاق و دشمنی با حق و فراموشی یاد خدا و دروغ و نیرنگ می شمرد.

قابل توجه این است که در یک مورد می گوید:" فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ " و در مورد دیگر می فرماید:" أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ " و با توجه به اینکه" فلاح" نیز همراه با پیروزی و غلبه بر دشمن است هر دو آیه به یک معنی باز می گردد، با این قید که" فلاح و رستگاری" مفهومی عمیقتر از مفهوم" غلبه و پیروزی" دارد، چرا که وصول به هدف را نیز مشخص می کند.

و بر عکس حزب شیطان را به زیانکاری و شکست و ناکامی در برنامه ها و بازماندن از مقصد توصیف می نماید.

مساله ولایت به معنی خاص، و حب فی اللَّه و بغض فی اللَّه به معنی عام، مساله ای است که در روایات اسلامی روی آن تاکید فراوان شده است، تا آنجا که سلمان فارسی به امیر مؤمنان علی ع عرض می کند: هر زمان خدمت پیامبر ص رسیدم دست بر شانه من زد و اشاره به تو کرد و فرمود:" ای سلمان این مرد و حزبش پیروزند"! (یا ابا الحسن ما اطلعت علی رسول اللَّه الا ضرب بین کتفی و قال یا سلمان هذا و حزبه هم المفلحون )[1].

و در مورد دوم یعنی ولایت عامه در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص می خوانیم:

ود المؤمن للمؤمن فی اللَّه من اعظم شعب الایمان:

" دوستی مؤمن نسبت به مؤمن برای خدا از مهمترین شعبه های ایمان است"[2].

و در حدیث دیگری آمده است که" خداوند به موسی وحی فرستاد آیا هرگز عملی برای من انجام داده ای؟ عرض کرد: آری برای تو نماز خوانده ام، روزه گرفته ام، انفاق کرده ام، و به یاد تو بوده ام، فرمود: اما نماز برای تو نشانه حق است، و روزه سپر آتش، و انفاق سایه ای در محشر، و ذکر نور است، کدام عمل را برای من بجا آورده ای ای موسی؟! عرض کرد: خداوندا خودت مرا در این مورد راهنمایی فرما، فرمود: هل والیت لی ولیا؟ و هل عادیت لی عدوا قط؟ فعلم موسی ان افضل الاعمال الحب فی اللَّه و البغض فی اللَّه!" آیا هرگز به خاطر من کسی را دوست داشته ای؟ و به خاطر من کسی را دشمن داشته ای؟ اینجا بود که موسی دانست برترین اعمال حب فی اللَّه و بغض فی اللَّه است (دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا)[3].

و در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم که فرمود:

لا یمحض رجل الایمان باللَّه حتی یکون اللَّه احب الیه من نفسه و ابیه و امه و ولده و اهله و ماله و من الناس کلهم:

" هیچکس ایمانش به خدا خالص نمی شود مگر آن زمانی که خداوند در نظرش محبوبتر از جانش و پدر و مادر و فرزند و خانواده و مالش و همه مردم باشد"[4].

روایات در این رابطه، هم در جانب مثبت (دوستی دوستان خدا) و هم در طرف منفی (دشمنی با دوستان خدا) بسیار است که ذکر همه آنها به طول می انجامد، بهتر است این سخن را با حدیث پر معنای دیگری از امام باقر ع پایان دهیم، فرمود:

اذا اردت ان تعلم ان فیک خیرا، فانظر الی قلبک فان کان یحب اهل طاعة اللَّه عز و جل و یبغض اهل معصیته ففیک خیر، و اللَّه یحبک، و اذا کان یبغض اهل طاعة اللَّه، و یحب اهل معصیته، لیس فیک خیر، و اللَّه یبغضک، و المرء مع من احب:

" اگر بخواهی بدانی آدم خوبی هستی نگاهی به قلبت کن، اگر اهل طاعت خدا را دوست داری، و اهل معصیتش را دشمن، بدان آدم خوبی هستی، و خدا تو را دوست دارد، و اگر اهل طاعتش را دشمن داری و اهل معصیتش را دوست، چیزی در تو نیست، و خدا تو را دشمن دارد، و انسان همیشه با کسی است که او را دوست دارد"![5].

 

پاداش" حب فی اللَّه" و" بغض فی اللَّه"

چنان که در آیات فوق دیدیم خداوند برای کسانی که عشق او را بر همه چیز مقدم شمرند و هر علاقه ای را تحت الشعاع علاقه به او قرار دهند، دوستان او را دوست دارند و دشمنان او را دشمن، پنج پاداش بزرگ مقرر داشته که سه پاداشش را در همین جهان به آنها می دهد و دو پاداش را در قیامت.

نخستین موهبت در این جهان، استقرار و ثبات ایمان آنها است، چنان نقش ایمان را بر قلوبشان می زند که دست حوادث و طوفانهای زندگی نتواند آن را محو سازد، و از این گذشته با روح تازه ای آنها را تایید و تقویت می کند، و در مرحله سوم آنها را در حزب خویش جای می دهد و بر دشمنان پیروز می سازد.

در آخرت نیز بهشت جاویدان با تمام نعمتهایش در اختیار آنها قرار می دهد، و علاوه بر آن، خشنودی مطلق خویش را از آنان اعلام می دارد.

در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم:

ما من مؤمن الا و لقلبه اذنان فی جوفه: اذن ینفث فیها الوسواس الخناس! و اذن ینفث فیها الملک! فیؤید اللَّه المؤمن بالملک، فذلک قوله وَ أَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ

:" هر مؤمنی قلبش دو گوش دارد، گوشی که در آن" وسواس خناس" می دمد، و گوشی که فرشته در آن می دمد، خداوند مؤمن را به وسیله فرشته تقویت می کند، و این همان است که می فرماید:" وَ أَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ "[6].

و در حدیث دیگری از امام باقر ع در تفسیر کلام پیامبر گرامی اسلام ص که می فرماید: اذا زنی الرجل فارقه روح الایمان (هنگامی که انسان زنا کند روح ایمان در آن حال از او جدا می شود) آمده است: این روح ایمان همان است که خداوند در قرآن فرموده: وَ أَیدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ [7] از احادیث فوق، گستردگی معنی" روح ایمان" و شمول آن نسبت به فرشته و مرتبه عالی روح انسانی روشن می شود، در ضمن این حقیقت را نیز نشان می دهد که با وجود این مرحله از روح ایمان انسان آلوده گناهانی همچون زنا و شرب خمر و امثال آن نمی شود.

خداوندا! اگر این روح ایمان را به ما عنایت کنی بزرگترین لطف را در حق این بندگان ضعیفت فرموده ای و دیگر غمی ندارند.

پروردگارا! ما را به دوستی دوستانت و دشمنی دشمنانت موفق دار، و از دوستی با دشمنانت و دشمنی با دوستانت بر کنار فرما! بار الها! تو وعده پیروزی به مؤمنان راستین داده ای و آنها را حزب اللَّه شمرده ای، اجازه ورود در این حزب را به ما مرحمت فرما و پیروزیت را شامل حال ما گردان (آمین رب العالمین). [8]

پی نوشت:

[1]  اين حديث را تفسير برهان از كتب اهل سنت نقل كرده است( برهان جلد 4 صفحه 312).

[2]  اصول كافى جلد 2 باب حب فى اللَّه حديث 3.

[3] سفينة البحار جلد 1 صفحه 201.

[4]  سفينة البحار جلد 1 صفحه 201.

[5] همان مدرك.

[6] كافى"( مطابق نقل تفسير الميزان جلد 19 صفحه 288).

[7] همان مدرك.

[8] مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، 28جلد، دار الكتب الإسلامية - ايران - تهران، چاپ: 10، 1371 ه.ش.